۱۴۰۴/۱۰/۰۹
شما در همان ابتدا گیر کردهاید و از ادامه دادن میترسید.
تونی دوشین، نویسنده و فیلمنامهنویس، در گفتگو با «فیلم کوریج» (Film Courage) درباره این ترس و معنای واقعی نویسنده بودن صحبت کرده است. او نویسنده رمان نیمهاتوبیوگرافیک «اعترافات یک احمق عیسیپرست نوجوان» است که در سال ۲۰۱۷ فیلمی به کارگردانی اریک استولتز از روی آن ساخته شد.
اگر تا به حال در برابر یک صفحه سفید فلج شدهاید یا شک کردهاید که آیا آنقدر خوب هستید که خود را نویسنده بنامید، حرفهای دوشین به شما کمک میکند.
من برای مدتی طولانی خودم را نویسنده نمینامیدم، با وجود اینکه شغلم دقیقاً نوشتن کلماتی است که شما الان میخوانید و حتی جوایزی هم در فیلمنامهنویسی برده بودم. به نظرم گفتن کلمه «نویسنده» صادقانه نمیآمد.
دوشین میگوید: «اگر از نوشتن میترسید، یعنی نویسنده هستید. اگر سندروم ایمپاستر (احساس فریبکار بودن) دارید، به نظرم این بخشی از بازی است. هر نویسندهای که بگوید سندروم ایمپاستر ندارد، با خودم میگویم: اوه، که اینطور! و معمولاً وقتی آثارشان را میخوانم، میبینم که بله، واقعاً هم کارشان خوب نیست.»
به نظر میرسد اکثر نویسندگان حس میکنند که به اندازه کافی خوب نیستند و این چیزی است که باید از آن عبور کنیم. اعتمادبهنفس هم مهم است؛ نباید اجازه دهید سندروم ایمپاستر تا حدی شما را عقب نگه دارد که هرگز نوشتهتان را به اشتراک نگذارید یا خودتان را نویسنده معرفی نکنید. ما باید تعادل را پیدا کنیم.
این ترس نشاندهنده این است که شما به کارتان اهمیت میدهید و میخواهید خروجی خوبی داشته باشید. همین ترس شما را مسئولیتپذیر نگه میدارد تا بخواهید نوشتارتان را تقویت کنید.
شما میتوانید در نوشتن پیشرفت کنید، درست مثل هر کار دیگری که با تمرین و پشتکار در آن ماهر میشوید.
دوشین میگوید: «من به شاگردانم میگویم ما باید مثل ورزشکارها تمرین کنیم. باید هر روز این کار را انجام دهیم. مثل بیسبال که ممکن است بازیکنی سه-چهار روز هیچ توپی را نگیرد، اما وقتی آن یک توپ خاص به سمتش میآید، باید شیرجه بزند و آن را بگیرد؛ او میتواند این کار را بکند چون هر روز تمرین کرده است.»
به اولین چیزی که نوشتهاید فکر کنید؛ چه رمان باشد، چه فیلمنامه یا یک سخنرانی. احتمالا از خواندنش خجالت میکشید. این یعنی شما رشد کردهاید. به عنوان یک نویسنده، باید مدام خود را آزمایش کنید تا بفهمید چه چیزی جواب میدهد و چه چیزی نه. این تنها با «نوشتن و نوشتن» به دست میآید.
یک چیزی روی صفحه بنویسید، حتی اگر کامل نباشد. خودتان را مجبور به نوشتن کنید. اگر در یک پروژه به بنبست خوردید، سراغ پروژه دیگری بروید یا تمرینهای نویسندگی انجام دهید. فقط تسلیم نشوید.
دوشین به اهمیت پیدا کردن گروهی از نویسندگان اشاره میکند که در سختیها و شادیهای این مسیر با شما شریک باشند.
او میگوید: «وقتی در کتابخانه کارگاه نویسندگی دارم، میخواهم انرژی اتاق طوری باشد که انگار همه ما نویسندههای کلهشقی هستیم که میدانیم کار آسانی نیست. گاهی سرگرمکننده است، گاهی اصلا نیست. واقعاً سخت است، اما در عین حال لذتبخش است. قرار است کمی زجر بکشیم.»
نوشتن سخت است و فرآیند آن گاهی یک مبارزه آشفته است. داشتن یک سیستم حمایتی، چه حضوری و چه آنلاین، کمک میکند تا کسی را داشته باشید که پیشنویسهای اولیه و «زشت» شما را بخواند یا در رفع بلاکهای ذهنی به شما کمک کند.
هیچ حسی بهتر از این نیست که یک روز طولانی را پای فیلمنامه بگذرانید و بفهمید که بالاخره گرهِ کوری را در داستان، شخصیت یا یک دیالوگ مهم باز کردهاید.
دوشین میگوید: «بارها شده بعد از حل کردن یک مشکل در داستان، طوری از اتاق بیرون آمدهام که انگار "جاد نلسون" در پایان فیلم "کلوب صبحانه" هستم (با مشت گرهکرده رو به آسمان). با خودم میگویم: من انجامش دادم! و بعد میروم جایی و با افتخار کتاب میخوانم و فکر میکنم این آدمهای دور و بر من اصلاً روحشان هم خبر ندارد من امروز چه کار بزرگی انجام دادهام.»
در نویسندگی، پیروزیها اغلب انفرادی و نامرئی هستند. شما در حال حل مشکلات ساختاری هستید که شاید دیگران هرگز متوجه نشوند. اما رسیدن به آن نقطه از رضایت، «نشئگی» و لذتی ایجاد میکند که میتواند شما را برای ادامه مسیر زنده نگه دارد.
شما دیدگاهی دارید که هیچکس دیگری ندارد. میتوانید داستانی را به شکلی تعریف کنید که هیچکس دیگر نمیتواند. و همین است که شما را به عنوان یک نویسنده ارزشمند میکند.
دوشین میگوید: «من به دنبال نویسندههای عجیبوغریب دیگر هستم، چون خودم هم یکی از آنها هستم و عجیب بودن هیچ ایرادی ندارد.»
یادگیری فرمولها و ساختارها خوب است و وقتی گیر کردهاید به کمکتان میآید، اما به خودتان اجازه دهید که «خودتان» باشید. به ویژگیهای منحصربهفردتان اجازه بروز بدهید و لحن (Voice) خاص خودتان را بسازید. لازم نیست شبیه بقیه بنویسید. شاید همین عجیب بودن شما همان چیزی باشد که باعث شود فیلمنامه شما در میان انبوهی از آثار یکنواخت، بدرخشد.