آموزش فیلمنامه نویس (5): فیلمنامه ضد شخصیت چیست و چه تفاوتی با ضد قهرمان دارد؟


ساختارشکنی در درام مدرن: فیلمنامه ضد شخصیت (Anti-Character) چیست و چه تفاوتی با ضد قهرمان دارد؟
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

علیمحمد اقبالدار

۱۴۰۵/۰۴/۰۴

43 بازدید 0 نظر
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

در ساختار سنتی سینما و فیلمنامه‌نویسی کلاسیک، شخصیت ستون فقرات روایت است. ارسطو در کتاب بوطیقا بر اهمیت کنش و شخصیت تاکید می‌کند و در طول تاریخ سینما، نظریه‌پردازانی چون سید فیلد، رابرت مک‌کی و جان تروبی، همگی حول محور یک اصل مشترک چرخیده‌اند: قهرمان (Protagonist) باید هدفی واضح داشته باشد، انگیزه‌ای ملموس او را به جلو براند، با موانعی روبرو شود و در نهایت در طول یک قوس شخصیتی (Character Arc) دچار تحول شود.

اما سینمای مدرن، پسامدرن و معاصر بارها این چارچوب‌های جزمی را به چالش کشیده‌اند. یکی از رادیکال‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین رویکردها در فیلمنامه‌نویسی آوانگارد، پدیده فیلمنامه ضد شخصیت (Anti-Character) است. این مفهوم که اغلب به اشتباه با اصطلاح آشناترِ ضد قهرمان (Anti-Hero) خلط می‌شود، به نوعی از نگارش سایکولوژیک و ساختارشکنانه اشاره دارد که در آن قواعد بنیادین هویت، هدف‌مندی و یکپارچگی روان‌شناختی کاراکتر به نفع یک روایت اتمسفریک، فلسفی یا انتزاعی فرو می‌پاشد.

۱. تبارشناسی و مرزبندی: ضد شخصیت در برابر ضد قهرمان

برای درک عمیق فیلمنامه ضد شخصیت، ابتدا باید مرز کشی دقیقی بین این اصطلاح و اصطلاحات مشابه انجام دهیم. فقدان تفکیک نظری میان این مفاهیم، منشأ بسیاری از تحلیل‌های نادرست در حوزه نقد فیلمنامه است.

ضد قهرمان (Anti-Hero) چیست؟

ضد قهرمان کماکان یک شخصیت کاملاً کلاسیک از نظر ساختار دراماتیک است. او واجد تمام ویژگی‌های یک کاراکتر منسجم است: هدفی روشن دارد، میل (Desire) او محرک داستان است و اراده‌ای قوی دارد. وجه تمایز ضد قهرمان با قهرمان سنتی، در نظام اخلاقی اوست. ضد قهرمان لزوماً شریف، فداکار یا پایبند به اخلاقیات جامعه نیست. او می‌تواند خودخواه، خشن، بدبین یا جنایتکار باشد (مانند تونی سوپرانو، والتر وایت، یا مایکل کورلئونه)، اما با این حال، تماشاگر مسیر او را دنبال می‌کند زیرا کنش‌های او منطق دراماتیک صلب و هدفمندی دارند.

ضد شخصیت (Anti-Character) چیست؟

در نقطه مقابل، ضد شخصیت یک چالش اخلاقی نیست، بلکه یک چالش ساختاری و وجودی (Existential) است. در فیلمنامه ضد شخصیت، ما با فردی روبرو هستیم که تعریف سنتی کاراکتر دراماتیک را پس می‌زند. او فاقد اهداف مشخص است، انگیزه ملموسی برای حرکت ندارد، دچار انفعال مفرط است، و هویت او پاره‌پاره، مبهم یا در حال فروپاشی است. ضد شخصیت لزوماً آدم بدی نیست؛ او اساساً پدیده‌ای است که جریان مرسوم روایت را با بی‌کنشی و ابهام روانی خود مختل می‌کند.

 

شاخص دراماتیک قهرمان سنتی (Protagonist) ضد قهرمان (Anti-Hero) ضد شخصیت (Anti-Character)
هدف و انگیزه واضح، بیرونی و اخلاقی واضح، بیرونی/درونی و اغلب غیراخلاقی مبهم، متناقض، یا کاملاً غایب
نوع کنش فعال و پیش‌برنده فعال، تهاجمی و استراتژیک منفعل، واکنشی، پاره‌پاره
قوس شخصیتی تکامل، آگاهی یا رستگاری سقوط اخلاقی یا تراژدی منسجم ایستایی، اضمحلال هویتی، پوچی
رابطه با تماشاگر همذات‌پنداری اخلاقی همذات‌پنداری استراتژیک/جذابیت تاریک بیگانگی (Alienation)، کنجکاوی فلسفی

 

۲. مؤلفه‌ها و ویژگی‌های ساختاری فیلمنامه ضد شخصیت

یک فیلمنامه‌نویس چگونه یک ضد شخصیت خلق می‌کند؟ این کار با حذف یا واژگون‌سازی ابزارهای سنتی فیلمنامه‌نویسی انجام می‌شود. مؤلفه‌های کلیدی این سبک عبارتند از:

الف) انفعال مفرط و فقدان میل روایی

  • در کارگاه‌های سنتی فیلمنامه‌نویسی گفته می‌شود: بنویسید کاراکتر چه می‌خواهد و چه چیزی مانع اوست. در فیلمنامه ضد شخصیت، کاراکتر یا اصلاً چیزی نمی‌خواهد، یا تمایلات او به قدری گذرا و سطحی هستند که نمی‌توانند یک پیرنگ (Plot) را جلو ببرند. او به جای اینکه کاتالیزور رویدادها باشد، مفعولِ رویدادهاست؛ موجی است که جریان حوادث محیطی او را به این سو و آن سو می‌برد.

ب) بحران هویت و فقدان ثبات روانی

  • ضد شخصیت ثبات شخصیتی ندارد. رفتارهای او از یک هسته روانی منسجم و قابل پیش‌بینی پیروی نمی‌کنند. او ممکن است در یک صحنه به شدت مهربان و در صحنه بعد بدون هیچ دلیل منطقی یا بیوگرافیک، کاملاً بی‌تفاوت باشد. این پاره‌پاره بودن هویت، به تماشاگر اجازه نمی‌دهد که او را در یک قالب (Archetype) مشخص بگنجاند.

ج) سکوت، گسست در دیالوگ و واژگون‌سازی ساب‌تکست

  • در سینمای کلاسیک، دیالوگ یا در خدمت پیشبرد پیرنگ است یا آشکارکننده منویات درونی و ساب‌تکست. در فیلمنامه ضد شخصیت، دیالوگ‌ها اغلب به جملات روزمره، تکراری، بی‌معنی یا سکوت‌های طولانی تبدیل می‌شوند. ضد شخصیت توانایی یا تمایلی برای ابراز درونیات خود ندارد؛ چرا که درونیات او خود یک فضای خالی یا توده‌ای مبهم است.

د) ایستایی یا قوس شخصیتی دایره‌ای

  • بر خلاف قوس‌های کلاسیک که در آن کاراکتر از نقطه A به نقطه B و از B به `A می‌رسد و متحول می‌شود، ضد شخصیت در پایان فیلم یا دقیقاً در همان نقطه‌ای است که شروع کرده بود (بدون ذره‌ای رشد یا تنبه)، یا به سمتی کاملاً نامعلوم و بی‌پاسخ رها می‌شود.

 

۳. مکانیزم‌های دراماتیک: چرا سینما به ضد شخصیت نیاز دارد؟

شاید این پرسش مطرح شود که اگر ضد شخصیت فاقد هدف، کنش و جذابیت‌های قهرمانان معمولی است، چرا فیلمنامه نویسان به سراغ آن می‌روند و چگونه تماشاگر را روی صندلی نگه می‌دارند؟

۱. بازنمایی واقع‌گرایانه روان بشر (روان‌کاوی مدرن)

  • انسان در دنیای واقعی همیشه واجد اهداف بزرگ، تصمیمات قاطع و رفتارهای خطی نیست. انسان مدرن غالباً دچار سرگشتگی، ملال، رخوت و فلجِ تصمیمی است. فیلمنامه ضد شخصیت، با کنار گذاشتن کلیشه‌های هالیوودی، آینه‌ای در برابر بحران‌های وجودی بشر معاصر قرار می‌دهد.

۲. انتقال تمرکز از پیرنگ به اتمسفر و تم

  • وقتی موتور محرک داستان (که در سینمای کلاسیک همان اراده قهرمان است) خاموش می‌شود، عناصر دیگر فیلمنامه فرصت تنفس پیدا می‌کنند. در این حالت، محیط، جغرافیا، زمان، فرم و تم فلسفی فیلمنامه به اولویت اول تبدیل می‌شوند. تماشاگر به جای تعقیب این پرسش که بعد چه می‌شود؟، با این پرسش مواجه می‌شود که این موقعیت چیست و چه معنایی دارد؟

۳. ایجاد فاصله‌گذاری برشتی

  • ضد شخصیت به عمد مانع همذات‌پنداری سهل‌انگارانه تماشاگر می‌شود. وقتی مخاطب نمی‌تواند خود را در قالب کاراکتر بازسازی کند، مجبور می‌شود از موضعی انتقادی، تحلیلی و فکری به تماشای اثر بنشیند.

 

بررسی نمونه‌های درخشان ضد شخصیت در تاریخ سینما

برای تبیین بهتر این مفهوم، بررسی چند کهن‌الگو و نمونه عینی در تاریخ سینما ضروری است:

۱. لوئیجی پیراندلو و آنتونیونی: خشت اول ضد شخصیت

ریشه‌های ضد شخصیت را می‌توان در ادبیات و تئاتر (کسانی چون پیراندلو و بکت) جستجو کرد، اما در سینما، میکل‌آنجلو آنتونیونی (Michelangelo Antonioni) - فیلمساز مطرح ایتالیایی - معمار اصلی این مفهوم است.

فیلمنامه ماجرا (LAvventura - 1960): دختری به نام آنا در یک جزیره گم می‌شود. در یک ساختار کلاسیک، کل فیلم باید صرف پیدا کردن او شود (هدف واضح). اما در فیلمنامه آنتونیونی، کلودیا و ساندرو (همراهان آنا) پس از مدتی جستجو، به شکلی هولناک هدف خود را فراموش می‌کنند، وارد یک رابطه سرد می‌شوند و ناپدید شدن آنا در ابهام رها می‌شود. ساندرو و کلودیا نمونه‌های اعلای ضد شخصیت هستند؛ آدم‌هایی اسیر ملال، بدون اراده و محروم از یقین.

[ساختار کلاسیک]: جستجو برای یافتن گمشده ───> کشف حقیقت / حل معما
[ساختار ضد شخصیت]: جستجو برای یافتن گمشده ───> ملال ───> فراموشی هدف ───> ابهام محض

۲. راننده تاکسی (Taxi Driver - 1976)؛ مرز ظریف ضد قهرمان و ضد شخصیت

تراویس بیکل در راننده تاکسی (نوشته پل شریدر) مطالعه موردی فوق‌العاده‌ای است. او از جهاتی به ضد قهرمان نزدیک می‌شود، اما رفتارشناسی او کاملاً منطبق بر ضد شخصیت است. تراویس هدفی منسجم ندارد؛ او در خیابان‌ها پرسه می‌زند، یادداشت‌های پراکنده و متناقض می‌نویسد، برای نجات یک دختر تن‌فروش اقدام می‌کند اما همزمان می‌خواهد یک سناتور را ترور کند. کنش‌های او برخاسته از یک مانیفست فکری مشخص نیست، بلکه ناشی از یک بی‌پناهی روانی، انزوا و هویت متلاشی‌شده است.

۳. لبوفسکی بزرگ (The Big Lebowski - 1998)؛ ضد شخصیت در قامت کمدی

برادران کوئن در این فیلمنامه، ژانر نوآر را با تزریق یک ضد شخصیت هجومی واژگون می‌کنند. The Dude (جف لبلوسکی) هیچ هدفی در زندگی ندارد جز بازی بولینگ و نوشیدن. او به طور تصادفی وارد یک ماجرای پیچیده گروگان‌گیری و جنایی (که خوراک قهرمانان فعال است) می‌شود. او هیچ کنش قهرمانانه‌ای انجام نمی‌دهد، معماها را حل نمی‌کند و فقط از صحنه‌ای به صحنه دیگر پرتاب می‌شود. او یک ضد شخصیت کمدی و به غایت جذاب است.

۴. سینمای معاصر: سوخته (Burning - 2018) و پایان همه‌چیز (Im Thinking of Ending Things - 2020)

در فیلم سوخته ساخته لی چانگ-دونگ، کاراکتر جونگ-سو یک ضد شخصیت مدرن است. او می‌خواهد نویسنده شود اما نمی‌داند چه بنویسد، عاشق می‌شود اما منفعل است، رقیبی پیدا می‌کند اما توان رویارویی ندارد. در فیلم چارلی کافمن (به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم)، هویت کاراکترها اساساً سیال است و میان واقعیت، خیال و خاطره پیرمردی در حال مرگ دست‌وپا می‌زند؛ در اینجا شخصیت به طور کامل منحل می‌شود.

 

۵. چالش‌های نگارش فیلمنامه ضد شخصیت و راهکارهای عبور از آن

نوشتن فیلمنامه ضد شخصیت خطرناک‌ترین کار برای یک نویسنده است؛ زیرا پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک متن خسته‌کننده، بی‌رمق و غیرقابل‌تحمل دارد. برای نجات چنین فیلمنامه‌ای، رعایت تکنیک‌های زیر حیاتی است:

  • جایگزینی پیرنگ بیرونی با پیرنگ پدیدارشناختی: اگر کاراکتر حرکتی ندارد، فیلمنامه‌نویس باید روی تغییرات نامحسوس اتمسفر، جابجایی نمادها و لایه‌های تماتیک تمرکز کند.
  • خلق موقعیت‌های بررسی و بالانس هویتی: ضد شخصیت باید در موقعیت‌هایی قرار بگیرد که انفعال او معنادار جلوه کند. تماشاگر باید درک کند که این انفعال، ناشی از ضعف تکنیکی نویسنده نیست، بلکه ویژگی ذاتی جهان‌بینی اثر است.
  • استفاده از فرم دایره‌ای یا اپیزودیک: ساختار روایی خرده‌پیرنگ یا ضد‌پیرنگ بهترین ظرف برای مظروفِ ضد شخصیت است.

فیلمنامه ضد شخصیت، دعوتی است به تماشای نیمه تاریک، ساکت و پنهان ماهیت انسان. اگر سینمای کلاسیک و فیلمنامه‌های مبتنی بر ضد قهرمان، انسان را در آینه اراده، قدرت، جنگ و اخلاق تعریف می‌کنند، فیلمنامه ضد شخصیت انسان را در آینه تنهایی، تردید، تعلیق و بی‌هویتی بازمی‌شناسد.

ضد شخصیت نه یک نقص در ساختار دراماتیک، بلکه یک انتخاب زیبایی‌شناختی آگاهانه است؛ عبوری است از سینمای حادثه‌محور به سینمای اندیشه‌محور، جایی که در آن، بودن کاراکتر بر انجام دادن او ارجحیت می‌یابد و بدین ترتیب، مرزهای روایت سینمایی فرسنگ‌ها جابجا می‌شود.

 
 
لینک کوتاه: Knxc2P9nqD
منبع: فیلمنامه نویسان

نظرات