آموزش فیلمنامه نویسی (6): چرا فیلم‌نامه‌نویس نباید در گام اول نام شخصیت را افشا کند؟


در جهان واژه‌ها و تصویر، فیلم‌نامه اثری منحصر‌به‌فرد است. برخلاف رمان که متنی نهایی برای خواننده مشتاق ادبیات محسوب می‌شود، فیلم‌نامه یک «نقشه راه» اجرایی، یک ساختار معماری و یک «متن تصویری» است. فیلم‌نامه تنها برای خوانده‌شدن نوشته نمی‌شود، بلکه نوشته می‌شود تا به نور، صدا، بازیگری، صحنه‌آرایی و در نهایت به «تصویر حرکتی» تبدیل شود. با این حال، یکی از رایج‌ترین و مهلک‌ترین خطاهایی که فیلم‌نامه‌نویسان تازه کار و حتی گاهی نویسندگان باتجربه مرتکب می‌شوند، برخورد شناختیِ نامناسب با «پرده اول» و به‌ویژه «نخستین معرفی شخصیت‌ها» است.
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

علیمحمد اقبالدار

۱۴۰۵/۰۵/۲۶

39 بازدید 0 نظر
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

بحران «اطلاعات پیش‌فرض» در فیلم‌نامه‌نویسی

در جهان واژه‌ها و تصویر، فیلم‌نامه اثری منحصر‌به‌فرد است. برخلاف رمان که متنی نهایی برای خواننده مشتاق ادبیات محسوب می‌شود، فیلم‌نامه یک «نقشه راه» اجرایی، یک ساختار معماری و یک «متن تصویری» است. فیلم‌نامه تنها برای خوانده‌شدن نوشته نمی‌شود، بلکه نوشته می‌شود تا به نور، صدا، بازیگری، صحنه‌آرایی و در نهایت به «تصویر حرکتی» تبدیل شود.

با این حال، یکی از رایج‌ترین و مهلک‌ترین خطاهایی که فیلم‌نامه‌نویسان تازه کار و حتی گاهی نویسندگان باتجربه مرتکب می‌شوند، برخورد شناختیِ نامناسب با «پرده اول» و به‌ویژه «نخستین معرفی شخصیت‌ها» است.

تصور کنید صحنه اول فیلم‌نامه‌ای این‌گونه آغاز می‌شود:

داخلی. کلاس درس - روز

علی وارد کلاس می‌شود. او کیفش را روی میز می‌گذارد و به پنجره نگاه می‌کند.

در نگاه نخست، این صحنه کاملاً ساده، بی‌خطر و منطقی به نظر می‌رسد. اما از منظر تئوری پیشرفته فیلم‌نامه‌نویسی و پدیدارشناسی سینما، این دو کلمه -«علی وارد»- نشان‌دهنده یک گسست عمیق میان «مدیوم ادبیات غیرتصویری» و «درام تصویری» است.

سوال بنیادی این است: مخاطبی که برای اولین بار مقابل پرده نقره‌ای سینما نشسته، یا کارگردان و بازیگری که برای اولین بار متن را می‌خواند، از کجا باید بداند این فرد «علی» است؟ آیا نام او روی پیشانی‌اش نوشته شده است؟ آیا دوربین می‌تواند کلمه «علی» را فیلم‌برداری کند؟ پاسخ به این سوالات، ما را به یکی از بنیادی‌ترین اصول فیلم‌نامه‌نویسی مدرن هدایت می‌کند: اصلِ تاخیر در افشای هویت اسمی و الزام به توصیف پدیدارشناختی.

در این مقاله تخصصی، به بررسی همه‌جانبه این نظریه می‌پردازیم؛ نظریه‌ای که معتقد است در آغاز فیلم‌نامه، شخصیت‌ها نباید با نام کوچک یا فامیل خود معرفی شوند، بلکه باید با صفات، ویژگی‌های ظاهری، موقعیت‌های سنی و رفتاری توصیف گردند و تنها زمانی که نام آن‌ها در درون جهان درام (از طریق دیالوگ، مدرک شناسایی، یا صدا زدن دیگری) افشا شد، نویسنده مجاز است از نام آن‌ها در توضیحات صحنه (Action Lines) استفاده کند.

 

بخش اول: تفاوت بنیادی میان متون ادبی و متون دیداری

برای درک این‌که چرا نوشتن «علی وارد کلاس می‌شود» در آغاز فیلم‌نامه یک اشتباه ساختاری است، باید درک درستی از پدیدارشناسی درام دیداری داشته باشیم.

 

       [ رسانه ادبی (رمان) ]                      [ رسانه سینمایی (فیلم‌نامه) ]
                │                                             │
      ارتباط مستقیم با ذهن                           ارتباط از طریق حواس (چشم و گوش)
                │                                             │
    نام‌گذاری انتزاعی و پیش‌دستانه                     توصیف پدیدارشناختی و عینی
   ("راسکولنیکوف در فکر بود...")                   ("مردی جوان با کت کهنه...")
 

 

۱. سینما به مثابه مدیوم «بیرونی»

رمان‌نویس می‌تواند مستقیماً وارد ذهن شخصیت شود و بگوید: «علی غمگین بود.» اما سینما توانایی فیلم‌برداری از کلمه «غمگین» را ندارد. سینما تنها می‌تواند خطوط چهره، قطره اشکی روی گونه، لرزش دست‌ها یا قامت خمیده یک انسان را ثبت کند.

همین قاعده درباره «نام» شخصیت نیز صادق است. «علی» یک مفهوم انتزاعی است که توسط قراردادهای انسانی به یک فرد نسبت داده شده است. وقتی در متن فیلم‌نامه می‌نویسید «علی وارد می‌شود»، شما اطلاعاتی را به خواننده فیلم‌نامه (کارگردان، فیلم‌بردار، بازیگر) می‌دهید که در جهان واقعی صحنه، هیچ معادل تصویری ندارد.

۲. شکستن پندار شکست‌ناپذیری دانای کل

وقتی نویسنده در همان سطر اول شخصیت را با نامش خطاب می‌کند، از موقعیت دانای کلِ مطلقِ دانتیک استفاده کرده است. اما فیلم‌نامه‌نویسی مدرن بر پایه «تجربه زیسته مخاطب» (Audience Experience) استوار است. خواننده فیلم‌نامه باید دقیقاً همان چیزی را در ذهن خود بازسازی کند که بیننده قرار است روی پرده ببیند.

اگر بیننده روی پرده یک «مرد حدوداً ۲۶ ساله با کت کاپشن چرمی کهنه و نگاهی مضطرب» را می‌بیند، خواننده فیلم‌نامه نیز باید دقیقاً با همین توصیف روبه‌رو شود، نه با نام «علی».

 

بخش دوم: مکانیزم «معرفی تصویری» و تقویت صفات درام

یکی از بزرگ‌ترین برکات و نقاط مثبتِ نبردن نام شخصیت در ابتدای فیلم‌نامه، اجبار نویسنده به تصویری نوشتن است.

وقتی خود را محدود می‌کنید که از نام شخصیت استفاده نکنید، ذهن شما ناخودآگاه به سمت واژگان تجسمی و صفات ملموس حرکت می‌کند. نویسنده مجبور می‌شود پرسش‌های زیر را از خود بپرسد:

  • این فرد چند ساله به نظر می‌رسد؟

  • زبان بدن او چیست؟

  • چه پوششی دارد که نشان‌دهنده طبقه اجتماعی، وضعیت روانی یا موقعیت زیستی اوست؟

  • راه رفتن او چه کیفیتی دارد؟

 

مقایسه دو رویکرد در نگارش صحنه ورود

برای روشن شدن موضوع، به مقایسه دو شیوه نگارش یک صحنه واحد می‌پردازیم:

شیوه اشتباه (معرفی نام‌محور و انتزاعی):

داخلی. کلاس درس - روز

علی وارد کلاس می‌شود. او خسته است و از استادش می‌ترسد. کیفش را روی میز می‌گذارد و می‌نشیند.

در این متن:

  • هیچ تصویری از علی داده نشده است (چند ساله است؟ چه شکلی است؟).

  • عبارت «خسته است» غیرتصویری است.

  • عبارت «از استادش می‌ترسد» حس درونی است و تصویر ندارد.

شیوه درست (معرفی صفت‌محور و پدیدارشناختی):

داخلی. کلاس درس - روز

مردی حدوداً ۲۶ ساله، با موهای آشفته و گودی سیاه زیر چشم‌هایش، درِ کلاس را آراسته و بی‌صدا باز می‌کند. او کتی اورسایز و مندرس به تن دارد. گام‌هایش کوتاه و احتیاط‌آمیز است. چشمانش مدام میان استادِ پشت تریبون و صندلی‌های خالیِ انتهای کلاس نوسان می‌کند. او کیف پارچه‌ای سابیده‌اش را بی‌صدا روی اولین صندلی رها می‌کند و کشیده کشیده خود را پایین می‌کشد.

در شیوه دوم:

  1. مخاطب هنوز نام او را نمی‌داند، اما او را می‌شناسد.

  2. سن، حالت چهره، نوع پوشش، خستگی، ترس و اضطراب او همگی در قالب توصیفات عینی بازتاب یافته‌اند.

  3. سینما متولد شده است؛ زیرا هر کلمه از این متن قابلیت تبدیل شدن به زاویه دوربین، نورپردازی و هدایت بازیگر را دارد.

 

بخش سوم: شواهد کلاسیک ادبی؛ تحلیل شاهکار داستایفسکی در «جنایات و مکافات»

جالب اینجاست که این اصل تصویری و پدیدارشناختی، حتی پیش از اختراع سینما، توسط استادان بزرگ ادبیات رئالیستی و روان‌شناختی کشف و به کار گرفته شده بود. برجسته‌ترین نمونه این هوشمندی را می‌توان در آغاز رمان عظیم «جنایات و مکافات» نوشته فئودور داستایفسکی مشاهده کرد.

+-----------------------------------------------------------------------+
|                 تحلیل آغاز رمان «جنایات و مکافات»                    |
+-----------------------------------------------------------------------+
| ۱. توصیف موقعیت زمانی و مکانی (ابتدای ماه ژوئیه، گرمای خفه‌کننده)  |
| ۲. معرفی شخصیت: "مردی جوان" (بدون ذکر نام راسکولنیکوف)                |
| ۳. توصیف رفتاری و ظاهری: اتاق کوچک، ترس از صاحب‌خانه، ظاهر ژنده      |
| ۴. افشای نام: ورود نام «رودین راسکولنیکوف» در مراحل بعدی متن        |
+-----------------------------------------------------------------------+

 

نگاهی دقیق به سطر اول «جنایات و مکافات»

داستایفسکی رمان خود را این‌گونه آغاز می‌کند:

«در ابتدای ماه ژوئیه، در هوای فوق‌العاده گرم، پس از غروب آفتاب، مرد جوانی از اتاق کوچکش در کوچه «س» خارج شد و به سمت پل «ک» به راه افتاد...»

داستایفسکی در این جملاتِ جاودانه، بلافاصله نگفته است: «رودین رومانوویچ راسکولنیکوف از اتاقش خارج شد.» او از عبارت «مردی جوان» (A Young Man) استفاده می‌کند.

 

چرا داستایفسکی چنین می‌کند؟

  1. ایجاد همذات‌پنداری بر پایه شهود اولیه:

    داستایفسکی ابتدا موقعیت مکانی و چهره پدیدارشناختی شخصیت را می‌سازد. او می‌خواهد خواننده ابتدا «تنهایی»، «فقر»، «گرما» و «جوان بودن» این فرد را حس کند. نام «راسکولنیکوف» در این مرحله یک برچسب توخالی است؛ اما «مردی جوان که از اتاقی شبیه کمد لباس بیرون می‌آید» یک تصویر زنده است.

  2. تعویق هویت برای ایجاد تعلیق:

    وقتی نویسنده نام را به تاخیر می‌اندازد، خواننده را در وضعیت «کنجکاوی هویت» قرار می‌دهد. خواننده می‌پرسد: این مرد جوان کیست؟ چرا از مواجهه با صاحب‌خانه‌اش هراس دارد؟

  3. تبدیل انسان به نماد جامعه:

    «مرد جوان» در ابتدای داستان می‌تواند نماینده تمام جوانان درمانده، طبقه دانشجو و سنت‌پترزبورگِ خفه‌کننده آن دوران باشد. پس از آن‌که این موقعیت عمومی تثبیت شد، او تبدیل به فردی خاص به نام «راسکولنیکوف» می‌شود.

اگر داستایفسکی در قرن نوزدهم به این درک شگرف از «توصیف تصویری» دست یافته بود، فیلم‌نامه‌نویس قرن بیست‌ویکمی به طریق اولی موظف است این اصل را در متنی که اساساً برای «دیده شدن» نوشته می‌شود، رعایت کند.

 

بخش چهارم: منطق روایت درام و لحظه دقیق افشای نام (The Reveal)

این پرسش مطرح می‌شود: پس چه زمانی و چگونه مجاز هستیم از نام شخصیت در فیلم‌نامه استفاده کنیم؟

پاسخ صریح است: تنها پس از آن‌که نام شخصیت در درون جهان درام برای مخاطب افشا شد.

راه‌های افشای نام شخصیت در جهان درام

نام یک شخصیت به روش‌های مختلفی می‌تواند در متن سینمایی افشا شود:

                          [ طرق افشای نام شخصیت ]
                                     │
         ┌───────────────────────────┼───────────────────────────┐
         ▼                           ▼                           ▼
   [ دیالوگ دیگری ]           [ خودافشایی/معرفی ]        [ مدارک و اشیاء ]
"سلام علی، دیر کردی!"       "من علی هستم، کارشناس..."     (شناسنامه، کارت شناسایی،
                                                          امضا، برچسب روی دفتر)
 

۱. افشا از طریق دیالوگ دیگری (متداول‌ترین روش)

مرد جوان وارد کلاس می‌شود. استاد سرش را بالا می‌آورد و می‌گوید:

استاد

علی! باز هم دیر آمدی؟

از این لحظه به بعد، نام «علی» برای مخاطب روان‌سازی و ثبت شده است. از سطر بعدی توضیحات صحنه (Action Lines)، نویسنده مجاز است بنویسد:

علی کیفش را روی میز می‌گذارد و با دستپاچگی می‌نشیند.

۲. افشا از طریق خودافشایی (معرفی)

مرد جوان وارد اتاق مصاحبه می‌شود. دستش را دراز می‌کند:

مرد جوان

علی هستم. از بخش حسابداری.

بلافاصله پس از این دیالوگ، در توضیحات صحنه بعدی، او دیگر «مرد جوان» نیست، بلکه «علی» است.

۳. افشا از طریق عناصر دیداری (Visual Cues)

مرد جوان پشت میز می‌نشیند. او کارت شناسایی‌اش را روی سینه نصب می‌کند. روی کارت نوشته شده: علی حسینی - دانشجوی مهندسی.

یا نمای درشتی (Close-up) از دفترچه یادداشت او می‌بینیم که روی جلدش نام «علی» حک شده است. با این افشای تصویری، پرده از هویت اسمی او برداشته می‌شود و نویسنده از آن پس مجاز به استفاده از نام او در متن است.

 

بخش پنجم: ساختار استاندارد معرفی شخصیت در فیلم‌نامه‌نویسی حرفه‌ای

در استانداردهای بین‌المللی فیلم‌نامه‌نویسی (مانند فرمت هالیوود و فرمت‌های استاندارد اروپایی)، نحوه ورود و معرفی اولین بارِ شخصیت (Character Introduction) دارای قواعد فنی و دقیقی است.

اصول سه‌گانه معرفی نخستین شخصیت:

  1. حروف بزرگ (ALL CAPS) برای توصیف اولیه:

    وقتی یک شخصیت برای اولین بار در فیلم‌نامه ظاهر می‌شود، عنوان یا نام او با حروف بزرگ نوشته می‌شود تا توجه خواننده، مدیر تولید و casting director جلب شود.

  2. سن و شاخصه ظاهری کلیدی:

    سن تخمینی شخصیت باید حتماً ذکر شود تا دامنه انتخاب بازیگر مشخص گردد.

  3. حذف نام تا زمان افشا (طبق نظریه حاضر):

فرمت استاندارد قبل و بعد از افشای نام

به نمونه زیر توجه کنید که چگونه این فرآیند به صورت کاملاً حرفه‌ای اجرا می‌شود:

داخلی. راهرو بیمارستان - شب

مردی حدوداً ۴۰ ساله (مرد متین) با روپوش پزشکی سفیدِ لکه‌دار، 
شتابان در راهرو قدم می‌زند. او عینکش را روی دماغه دماغش تنظیم 
می‌کند و پرونده‌ای را می‌خواند.

پرستاری جوان (پرستار سمیه) از انتهای راهرو به او نزدیک می‌شود.

پرستار سمیه
دکتر رضا! جواب آزمایش بیمار اتاق ۳۰۲ آمد.

مرد متین — دکتر رضا — می‌ایستد. پرونده را می‌بندد و به سمیه 
نگاه می‌کند.

دکتر رضا
وضعیتش استیبل هست؟

رضا عینک را از چشم برمی‌دارد و دستش را روی صورت خسته‌اش می‌کشد.
 

در نمونه بالا:

  • ابتدا از عبارت «مردی حدوداً ۴۰ ساله» استفاده شده است.

  • تا زمانی که پرستار او را «دکتر رضا» خطاب نکرده، متن به او با نام رضا اشاره نمی‌کند.

  • به محض ادا شدن دیالوگ، متن حتی به عنوان یادآوری می‌نویسد: مرد متین — دکتر رضا — می‌ایستد. و از آن لحظه به بعد نویسنده نام «رضا» را در Action Lines به کار می‌برد.

 

بخش ششم: تحلیل روان‌شناختی و سینمایی تعویق نام

چرا این ساختار تا این حد بر کیفیت دراماتیک فیلم‌نامه تاثیرگذار است؟ برای پاسخ به این سوال باید روان‌شناسی مخاطب و روان‌شناسی خوانش فیلم‌نامه را مرور کنیم.

+-----------------------------------------------------------------------+
|                    سلسله‌مراتب درک مخاطب از شخصیت                      |
+-----------------------------------------------------------------------+
| ۱. درک بصری (دیدن فرم، سن، لباس، حالت چهره و حرکات)                  |
| ۲. درک موقعیتی (فهمیدن وضعیت اضطرار، ارامش، ترس یا قدرت شخصیت)        |
| ۳. درک کنش‌مند (شخصیت چه کاری انجام می‌دهد؟)                          |
| ۴. درک اسمی (شناخت نام شخصیت و برچسب‌گذاری ذهنی)                       |
+-----------------------------------------------------------------------+

 

۱. اصل «دیدن، سپس شناختن» در زندگی واقعی

در زندگی واقعی، ما هرگز انسان‌ها را با نام‌هایشان نمی‌بینیم. وقتی وارد کافه‌ای می‌شوید، ابتدا «یک زن سالخورده که در حال خواندن کتاب است» یا «یک پسر جوان که با تلفن صحبت می‌کند» را می‌بینید. شما نام آن‌ها را نمی‌دانید مگر اینکه کسی آن‌ها را صدا کند یا خود را معرفی کنند.

فیلم‌نامه‌ای که اصول فوق را رعایت می‌کند، تجربه زیسته واقع‌گرایانه (Realistic Experience) را بازسازی می‌کند. این نوع نگارش، حس زنده بودن و مستندگونگیِ عمیقی به متن می‌بخشد.

۲. ایجاد حس تعلیق مینیاتوری (Micro-Suspense)

وقتی خواننده فیلم‌نامه با «مردی ۳۰ ساله با اورکت بارانی مشکی» مواجه می‌شود، یک علامت سوال کوچک در ذهن او شکل می‌گیرد: «این فرد کیست؟». همین علامت سوال کوچک، نوعی «کشش دراماتیک» ایجاد می‌کند که خواننده را به خواندن سطر بعدی و شنیدن اولین دیالوگ ترغیب می‌کند. افشای پیش‌دستانه نام، این تعلیق کوچک اما ارزشمند را نابود می‌کند.

۳. هدایت بازیگر و کارگردان به جوهر شخصیت

کارگردان و بازیگر برای ایفا و خلق یک نقش، نیازی به نام او ندارند؛ آن‌ها به کیفیت وجودی او نیاز دارند. وقتی می‌نویسید «علی وارد می‌شود»، هیچ کد بازیگری داده‌اید. اما وقتی می‌نویسید «مردی با شانه‌های افتاده، نگاهی ترسان و گام‌های شتاب‌زده وارد می‌شود»، بازیگر بلافاصله فیگور حرکتی، استایل بدنی و حس درونی خود را پیدا می‌کند.

 

بخش هفتم: استثناها و ظرافت‌های فنی در اجرای قاعده

در تئوری فیلم‌نامه‌نویسی، هر قاعده‌ای دارای ظرافت‌ها و استثنائاتی است که آگاهی از آن‌ها نشان‌دهنده پختگی نویسنده است. آیا مواردی وجود دارد که رعایت صلبِ این قاعده باعث سردرگمی شود؟

۱. حضور چند شخصیت هم‌سن و هم‌جنس در یک صحنه

تصور کنید صحنه اول فیلم‌نامه در یک خوابگاه دانشجویی می‌گذرد که چهار مرد ۲۲ ساله در آن حضور دارند. اگر بنویسیم «مرد جوان اول»، «مرد جوان دوم»، «مرد جوان سوم»، خواننده دچار گیجی و سردرگمی شدید خواهد شد.

حل مسئله در نگارش حرفه‌ای:

در چنین مواردی از شاخصه‌های برجسته ظاهری یا رفتاری به عنوان جایگزین نام استفاده می‌شود:

  • مرد عینکی (حدوداً ۲۲ ساله)

  • مرد قدبلند (حدوداً ۲۲ ساله)

  • جوان موفر (حدوداً ۲۲ ساله)

تا زمانی که نام آن‌ها در دیالوگ‌ها افشا شود، متن از همین شاخصه‌های تصویری استفاده می‌کند:

جوان موفر لیوان آب را به سمت مرد عینکی پرت می‌کند.

این نحوه نگارش، علاوه بر رفع سردرگمی، صحنه را فوق‌العاده تصویری و تفکیک‌پذیر می‌کند.

۲. فیلم‌نامه‌های اقتباسی یا شخصیت‌های تاریخی شناخته‌شده

اگر شخصیت داستان شما یک فرد تاریخی بسیار مشهور است (مثلاً امیرکبیر، ناپلئون یا اینشتین) و از همان فریم اول پوشش و چهره او کاملاً معرف هویتش است، آیا باز هم باید بنویسیم «مردی ۵۰ ساله»؟

حتی در این موارد نیز فیلم‌نامه‌نویسان برجسته ترجیح می‌دهند با توصیف تصویری شروع کنند:

مردی با سبیل‌های تابیده، پرنس‌گارت و جبّه سلطنتی پشت میز نشسته است. او امیرکبیر است.

یا حتی بدون ذکر نام:

مردی با موهای آشفته سفید و چهره‌ای متفکر، فرمول نسبیت را روی تخته‌سیاه می‌نویسد...

زیرا در سینما، تصویر بر نام مقدم است.

 

بخش هشتم: جمع‌بندی و نتیجه‌گیری؛ به سوی سینمای اصیل و تصویری

فیلم‌نامه‌نویسی، هنر حذفِ مفاهیم انتزاعی و جایگزینی آن‌ها با نمادها و نشانه‌های دیداری و شنیداری است. کلمه «نام» یکی از انتزاعی‌ترین عناصر زبان بشری است.

همان‌طور که در این مقاله بررسی شد:

  1. سینما یک مدیوم پدیدارشناختی است: هر آنچه در متن فیلم‌نامه نوشته می‌شود باید معادل مستقیم تصویری یا صوتی روی پرده داشته باشد. نام یک شخصیت تا پیش از ادا شدن یا دیده شدن، فاقد معادل تصویری است.

  2. پرهیز از نام‌گذاری مبهم در ابتدای فیلم‌نامه، نویسنده را مجبور به خلق صفات جاندار، توصیفات رفتاری و موقعیت‌های تصویری می‌کند.

  3. شاهکارهای ادبیات جهان، مانند آغاز «جنایات و مکافات» داستایفسکی، نشان می‌دهند که تعویق هویت اسمی و شروع با توصیف عام («مردی جوان»)، قدرت همذات‌پنداری و خلق فضا را به حداکثر می‌رساند.

  4. لحظه افشای نام (The Reveal) خود یک نقطه عطف دراماتیک کوچک در صحنه است که به روان‌شناسی مخاطب احترام می‌گذارد.

بنابراین، به عنوان یک فیلم‌نامه‌نویس، هرگاه قلم به دست می‌گیرید تا صحنه نخست فیلم‌نامه خود را بنگارید، عباراتی مانند «علی وارد می‌شود» یا «سارا گریه می‌کند» را از ذهن خود پاک کنید.

به جای آن بنویسید:

«مردی ۲۶ ساله با کاپشن کهنه وارد می‌شود...»

اجازه دهید بیننده و خواننده شما، ابتدا انسان را ببینند، زیست او را حس کنند، موقعیتش را درک کنند و سپس، زمانی که وقتش فرا رسید، نام او را بشنوند. این الگویی است که فیلم‌نامه را از یک متن ادبی ساده، به یک شاهکار سینماییِ اصیل و تصویری تبدیل می‌کند.

 
 
لینک کوتاه: RSyNE
منبع: فیلمنامه نویسان

نظرات