۱۴۰۵/۰۲/۲۴
کارگردان: فیل لرد و کریستوفر میلر | تاریخ اکران: ۲۰ مارس ۲۰۲۶
این فیلم که در اوایل سال جاری به روی پرده رفت، ثابت کرد که ژانر علمی-تخیلی «سخت» (Hard Sci-Fi) همچنان پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب انبوه دارد. داستان بر محوریت «رایلند گریس» (با بازی رایان گاسلینگ) میچرخد؛ تنها بازمانده مأموریتی ناامیدانه برای نجات خورشید و زمین.
از دیدگاه روایی، پروژه هیل مری یک کلاس درس در زمینه «تعلیق پیشرونده» است. فیلم با استفاده از تکنیک فلاشبکهای هدفمند، اطلاعات را قطرهچکانی به مخاطب میدهد تا همراه با قهرمان داستان که دچار فراموشی شده، قطعات پازل را کنار هم بچیند. جلوههای بصری فیلم در خدمت واقعگرایی علمی هستند و بازی تکنفره گاسلینگ در بخشهای زیادی از فیلم، قدرت بازیگری او را در انتقال استیصال و نبوغ بهطور همزمان به رخ میکشد.
کارگردان: کریستوفر نولان | تاریخ اکران: ۱۷ جولای ۲۰۲۶
نولان با پروژهای که مدتها در سکوت خبری بود، به سراغ حماسه هومر رفته است. اما طبق انتظار، این یک اقتباس خطی و کلاسیک نیست. نولان در ادیسه، مفهوم زمان و فضا را در بستر اساطیر یونان بازتعریف کرده است.
برگ برنده این فیلم، بازی مت دیمون و تام هالند در نقشهایی است که هویت آنها در طول روایت بارها دچار دگردیسی میشود. نولان در اینجا از «ساختار دایرهای» برای روایت سفر قهرمان استفاده کرده است؛ جایی که آغاز و پایان در یک نقطه مهندسیشده به هم میرسند. برای تحلیلگران سینما، چیدمان صحنههای اکشن با استفاده از دوربینهای IMAX و تاکید بر جلوههای میدانی، این فیلم را به جدیترین مدعی جوایز فنی سال تبدیل کرده است.
کارگردان: برادران روسو | تاریخ اکران: ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶
بازگشت رابرت داونی جونیور به دنیای مارول، این بار در قامت «دکتر دوم»، بزرگترین بمب خبری سال بود. برادران روسو پس از وقفهای طولانی، بار دیگر سکان هدایت دنیای سینمایی مارول را به دست گرفتهاند تا به روایتهای پراکنده فازهای اخیر انسجام ببخشند.
نکته حائز اهمیت در این فیلم، تغییر لحن از قهرمانپروری مطلق به سمت یک «تراژدی چندجهانی» است. فیلمنامه بر تضادهای اخلاقی و مفهوم «فداکاری برای خیر برتر» تمرکز دارد. حضور بازیگران تراز اولی چون پدرو پاسکال در نقش ریچاردز، تقابلهای دیالوگمحور شدیدی را ایجاد کرده که فراتر از نبردهای CGI مرسوم است.
کارگردان: دنی ویلنوو | تاریخ اکران: ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶
ویلنوو با اکران بخش سوم حماسه خود، به سراغ چالشبرانگیزترین بخش از رمانهای فرانک هربرت رفته است. در حالی که دو قسمت قبل بر عروج پل آتریدس تمرکز داشتند، مسیحا به بررسی سقوط و پیامدهای هولناک قدرت میپردازد.
از نظر زیباییشناسی، ویلنوو در این قسمت از شکوه بیابان به سمت فضاهای بستهتر و معماریهای سنگین و خفقانآور حرکت کرده تا وضعیت روانی قهرمان خود را منعکس کند. فیلمنامه با تمرکز بر «دگردیسی شخصیت» (Character Arc)، تصویر سنتی منجی را در هم میشکند و مخاطب را با پرسشهای عمیق فلسفی درباره جبر و اختیار مواجه میکند.
کارگردان: مت ریوز | تاریخ اکران: ۲ اکتبر ۲۰۲۶
مت ریوز در ادامه بازآفرینی نئو-نوآر خود از شهر گاتهام، بتمن را در موقعیتی قرار میدهد که بیش از هر زمان دیگری درگیر فساد سیستماتیک است. رابرت پتینسون در این قسمت، وجهه کارآگاهی بروس وین را بیش از پیش تقویت کرده است.
ساختار روایی فیلم بر پایه یک «معمای چندلایه» بنا شده که در آن هر افشاگری (Reveal)، لایهای جدید از تاریخچه سیاه خانوادههای اصیل گاتهام را برملا میکند. استفاده از فیلمبرداری با کنتراست بالا و فضاسازی سرد، فیلم را به آثار کلاسیک جنایی نزدیک کرده و آن را از بدنه اصلی فیلمهای ابرقهرمانی جدا میکند.
کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو | تاریخ اکران: ۲ اکتبر ۲۰۲۶
همکاری ایناریتو با تام کروز در یک درام روانشناختی، یکی از کنجکاویبرانگیزترین اتفاقات سال ۲۰۲۶ است. فیلم درباره مردی است که ادعا میکند ناجی بشر است اما اقدامات او منجر به فجایعی غیرقابل جبران میشود.
ایناریتو بار دیگر با استفاده از برداشتهای بلند و تدوین نامرئی، تجربهای غوطهورکننده (Immersive) ایجاد کرده است. فیلم با تمرکز بر «نقطهبینی» شخصیت اصلی، مرز میان واقعیت و توهم را برای مخاطب مخدوش میکند. این اثر بیش از آنکه یک فیلم حادثهای باشد، مطالعهای دقیق بر روی غرور انسانی و زوال عقل در بستر یک ماموریت غیرممکن است.
کارگردان: گرتا گرویگ | تاریخ اکران: نوامبر ۲۰۲۶
نتفلیکس با سپردن بازسازی این فرانچایز محبوب به گرتا گرویگ، شرطبندی بزرگی کرده است. گرویگ که تبحر خود را در بازآفرینی آثار کلاسیک با نگاهی مدرن ثابت کرده، در اینجا به سراغ ریشههای مذهبی و اخلاقی داستان سی. اس. لوئیس رفته است.
انتظار میرود دنیای نارنیا در این نسخه، کمتر جنبه «فانتزی کودکانه» داشته باشد و بیشتر به سمت یک «درام بلوغ» (Coming-of-age) با استعارههای پیچیده حرکت کند. طراحی صحنه و لباس در این فیلم، ترکیبی از سبک ویکتوریایی و فانتزی سوررئال است که امضای بصری گرویگ را با خود دارد.
کارگردان: جان فاورو | تاریخ اکران: ۲۲ می ۲۰۲۶
انتقال محبوبترین شخصیتهای دنیای استریم به پرده بزرگ سینما، آزمونی برای قدرت برند جنگ ستارگان است. جان فاورو در این نسخه سینمایی، ابعاد بصری و روایی داستان را به طرز چشمگیری گسترش داده است.
ساختار فیلمنامه به سبک «وسترنهای فضایی» وفادار مانده، اما در اینجا با یک ساختار اپیزودیک مواجه نیستیم، بلکه با یک «روایت منسجم سه پردهای» طرفیم که قرار است سرنوشت دین جارین و شاگرد کوچکش را به حماسههای بزرگتر کهکشان پیوند بزند. تکنولوژی StageCraft در این فیلم به کمال رسیده و مرز میان واقعیت و دنیای دیجیتال را کاملاً از بین برده است.
کارگردان: اندرو استنتون | تاریخ اکران: ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
پیکسار با بازگرداندن وودی و بازلایتر، با چالش بزرگی روبرو شد: چگونه داستانی را ادامه دهیم که قبلاً دو بار به بهترین شکل پایان یافته است؟ پاسخ استنتون در تقابل اسباببازیهای سنتی با «تکنولوژی و گجتهای هوشمند» نهفته است.
فیلمنامه با نگاهی انتقادی به عصر دیجیتال، مفهوم «وفاداری» و «کاربرد» را در دنیای مدرن بررسی میکند. لحظات عاطفی فیلم همچنان نقطه قوت آن هستند، اما اضافه شدن لایههای طنز تلخ درباره انزوای کودکان در میان صفحات نمایش، به فیلم عمق اجتماعی بخشیده است.
کارگردان: کریگ گیلسپی | تاریخ اکران: ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
جیمز گان با سپردن این پروژه به کارگردان I, Tonya، نشان داد که به دنبال یک قهرمان کلیشهای نیست. این فیلم بر پایه کمیک تحسینشده تام کینگ ساخته شده و بیشتر یک «حماسه علمی-تخیلی جادهای» است تا یک فیلم ابرقهرمانی سنتی.
فیلمنامه بر روی تروماهای «کارا زور-ال» و تفاوت دیدگاه او با پسرعمویش (سوبرمن) تمرکز دارد. لحن سرد و در عین حال حماسی فیلم، همراه با فیلمبرداری در لوکیشنهای بدیع، تجربهای بصری متفاوت از دنیای DC ارائه میدهد که در آن غمی عمیق با امید گره خورده است.
با نگاهی به این لیست، میتوان دریافت که سینمای ۲۰۲۶ بر سه رکن اصلی استوار است:
اقتباسهای هوشمندانه: دیگر صرفاً نام یک کتاب یا برند کافی نیست؛ کارگردانان به دنبال خوانشهای جدید و ساختارشکنی در متون کلاسیک هستند.
بازگشت به اصالت فیزیکی: علیرغم پیشرفت هوش مصنوعی و CGI، نوابغ سینما (مانند نولان و ایناریتو) همچنان بر تجربه فیزیکی و جلوههای میدانی تاکید دارند تا «حس واقعیت» را به مخاطب بازگردانند.
پیچیدگی اخلاقی قهرمانان: دوران قهرمانان سیاه و سفید به پایان رسیده است. در سال ۲۰۲۶، حتی در بلاکباسترهای عظیم، با شخصیتهایی مواجهیم که با سایههای درونی خود و پیامدهای سیاسی-اجتماعی قدرت دست و پنجه نرم میکنند.
این ۱۰ فیلم، تنها بخشی از موزاییک بزرگ سینمای امسال هستند، اما بدون شک ستونهای اصلی صنعت را در بحثهای فنی و تئوریک شکل خواهند داد.
به نظر شما کدامیک از این آثار پتانسیل این را دارد که به ماندگارترین فیلم دهه تبدیل شود؟ آیا ترجیح میدهید شاهد بازخوانیهای مدرن از آثار کلاسیک باشید یا ایدههای ارجینال و جسورانهای مانند پروژه ایناریتو برایتان جذابتر است؟