۱۴۰۴/۰۹/۲۶
بسیاری از نویسندگان منتظر "الهام" میمانند، اما حرفهایها میدانند که ایده را باید شکار شود. ایدهها در چهار قلمرو اصلی یافت میشوند:
۱. فرمول «چه میشد اگر؟» (What If)
این قدرتمندترین ابزار برای یافتن ایدههای داستانی است. تمام شاهکارهای سینمایی از یک سوال ساده شروع شدهاند:
چه میشد اگر یک قاتل زنجیرهای بر اساس هفت گناه کبیره قتل میکرد؟ (Seven)
چه میشد اگر مردم متوجه میشدند که کل دنیایشان یک نمایش تلویزیونی است؟ (The Truman Show)
۲. تجربیات شخصی و مشاهدهگری
بزرگترین منبع ایده، زندگی روزمره است. اما نه به معنای بازنویسی دقیق خاطرات، بلکه استخراج «احساسات صادقانه».
تمرین: در مکانهای عمومی بنشینید و به دیالوگهای ناتمام مردم گوش دهید. حدس بزنید آنها از کجا میآیند و به کجا میروند. یک تضاد ساده در لباس یا رفتار یک غریبه میتواند هسته یک کاراکتر باشد.
۳. اخبار و تاریخ
واقعیت گاهی از تخیل عجیبتر است. ورق زدن روزنامهها یا مطالعه حوادث تاریخی که کمتر به آنها پرداخته شده، میتواند ایدههای نابی برای درامهای اجتماعی یا تاریخی فراهم کند.
هر ایدهای پتانسیل تبدیل شدن به فیلمنامه را ندارد. قبل از صرف ماهها وقت، باید ایده را با سه سنگ محک بسنجید:
کشمکش (Conflict): آیا ایده شما ذاتا دارای تضاد است؟ بدون مانع، داستانی وجود ندارد.
تصویری بودن (Visual Potential): آیا این ایده در قاب دوربین معنا پیدا میکند یا بیشتر شبیه به یک مقاله یا پادکست است؟ سینما هنرِ «نشان دادن» است، نه «گفتن».
اشتیاق نویسنده: آیا این موضوع آنقدر برای شما جذاب هست که پس از ۳۰ بار بازنویسی، هنوز هم از آن متنفر نشوید؟
وقتی ایده اولیه (Logline) را پیدا کردید، وقت آن است که به آن گوشت و خون بدهید. این مرحله شامل سه گام حیاتی است:
۱. خلق شخصیت و هدف
داستان یعنی: «کسی چیزی را به شدت میخواهد و برای رسیدن به آن با موانع بزرگی روبرو میشود.»
شخصیت اصلی شما کیست؟ (Protagonist)
او چه میخواهد؟ (Goal)
چه چیزی مانع اوست؟ (Antagonist/Obstacle)
۲. تعیین تم یا درونمایه (Theme)
ایده شما در مورد "چیست" (مثلاً دزدی از بانک)، اما تم شما در مورد "چرا" است (مثلاً حرص و آز یا فقر). تم، روحِ فیلمنامه شماست و به ایده جهت میدهد.
۳. دنیای داستان (World Building)
حتی در یک فیلم رئالیستی، شما باید قوانین دنیای خود را تعیین کنید. لحن فیلمنامه (کمدی، تراژدی، وحشت) در این مرحله از پرورش ایده مشخص میشود.
روش پرورش ایده بسته به زمان فیلم متفاوت است:
| ویژگی | فیلمنامه کوتاه | فیلمنامه بلند |
| تمرکز ایده | روی یک لحظه، یک شوک یا یک تغییر آنی | روی سیر تحول شخصیت و زیرپلاتها |
| تعداد شخصیت | بسیار محدود (معمولاً ۱ یا ۲ نفر) | تعدد شخصیتها و روابط پیچیده |
| ساختار | ورود سریع به ماجرا و پایان غافلگیرکننده | ساختار سه پردهای کلاسیک با اوج و فرودهای متعدد |
در فیلم کوتاه: ایده باید مانند یک "سیلی" عمل کند. سریع، موثر و فراموشنشدنی.
در فیلم بلند: ایده باید مانند یک "سفر" باشد. دارای توقفگاهها، موانع میانی و تغییر مسیرهای ناگهانی.
اگر در مرحله پرورش ایده گیر کردید، این متدها را امتحان کنید:
نقشه ذهنی (Mind Mapping): کلمه کلیدی ایده را وسط کاغذ بنویسید و تمام شاخ و برگهای ذهنیتان را به آن وصل کنید.
نوشتن آزاد (Free Writing): برای ۱۰ دقیقه بدون توقف و بدون قضاوت در مورد ایده بنویسید. اجازه دهید ضمیر ناخودآگاه شما داستان را پیش ببرد.
تکنیک صندلی داغ: فرض کنید با کاراکتر اصلیتان مصاحبه میکنید. از او بپرسید بزرگترین ترسش چیست؟ این کار ابعاد جدیدی به ایده شما میدهد.
ایدهها ارزان هستند، اما پرورش ایده گرانبهاست. یک ایده معمولی با پرورشی عالی و ساختاری درست، میتواند به فیلمنامهای درخشان تبدیل شود، اما نابترین ایدهها بدون درک درست از کشمکش و شخصیت، در حد یک طرح خام باقی میمانند.
به یاد داشته باشید که فیلمنامه در بازنویسی ساخته میشود. از ایده اولیه نترسید، آن را روی کاغذ بیاورید و اجازه دهید در طول مسیر تکامل یابد.