۱۴۰۵/۰۳/۱۸
به عنوان کسی که سالها به ساختار نماها چشم دوخته، باید بگویم انتخاب تنها ۱۰ اثر از میان اقیانوس بیکران انیمیشن ژاپن، کار طاقتفرسایی است. با این حال، اگر بخواهیم خطکش سنجش خود را بر اساس نوآوری در کارگردانی، عمق تماتیک اسکریپت (فیلمنامه)، مهندسیِ روایت و تاثیر ماندگار بر فرم سینما بگذاریم، به این فهرست طلایی میرسیم.
در ادامه، ۱۰ انیمه برتر تاریخ را نه فقط به عنوان یک طرفدار، بلکه از پشت چشمی دوربینِ کارگردان و میزِ تشریحِ منتقد بررسی میکنیم.
نویسنده اصلی (مانگا): هاجیمه ایسایاما | استودیو: Wit / MAPPA
ژانر: دارک فانتزی، سیاسی، معمایی
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: از دیدگاه ساختار فیلمنامه، حمله به تایتان پیچیدهترین و دقیقترین ساعتسازیِ داستانی در قرن بیستویکم است. «کاشت و برداشتهای» (Planting and Payoff) ایسایاما مبهوتکننده است؛ جملهای در فصل اول، کلید حل معمایی در فصل چهارم میشود. این اثر متنی است در نکوهش چرخهی باطل نفرت، فاشیسم و بهای آزادی. کارگردانی کار، بهویژه در فصول ابتدایی با استفاده از دوربینِ متحرکِ سهبعدی و پرشتاب در سکانسهای نبرد، پویایی عجیبی به تصویر میکشد که نمونهی آن در سینمای زنده (Live-action) به دلیل محدودیتهای فیزیکی غیرممکن است.
کارگردان: هیدئاکی آنو (Hideaki Anno)
ژانر: روانشناختی، علمی-تخیلی، مکا (Mecha)
دیدگاه منتقد: یک فروپاشی روانی کپسولهشده در فرم انیمیشن. ایوانگلیون نقطه عطف تاریخ انیمه است؛ مرز بین دوران سنت و مدرنیته.
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: هیدئاکی آنو با استفاده از مکانیزم رباتهای غولپیکر (مکا)، بزرگترین فریب تاریخ تلویزیون را رقم میزند. او ژانر را ابزار میکند تا به واکاوی افسردگی حاد، اگزیستانسیالیسم و «دوراهی جوجهتیغی» (شopenhauer's Hedgehog's Dilemma) بپردازد. از منظر دکوپاژ، آنو با استفاده از قابهای ایستا، سکوتهای طولانی و کاتهای ناگهانی، حس خفقان و انزوای روانی کاراکتر «شینجی» را به مخاطب تزریق میکند. پایانبندی اثر، قواعد روایت خطی سینما را به نفع یک تراپی روانیِ اکسپرسیونیستی ویران میکند.
کارگردان: هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki)
ژانر: فانتزی، درام
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: میازاکی در شاهکار بیبدیل خود، ساختار کلاسیک «سفر قهرمان» جوزف کمبل را برمیدارد و آن را در فرهنگ فولکلور شینتو ذوب میکند. فیلمنامهی شهر اشباح بدون پیرنگهای فرعیِ باری به هر جهت، روی دگردیسی کاراکتر «چیهیرو» از یک دختربچهی نقنقو به روحی مستقل تمرکز دارد. کارگردانی میازاکی بر پایهی مفهوم ژاپنی «ما» (Ma) یا همان "فضاهای خالی و سکوت میان کنشها" بنا شده است؛ نماهایی از حرکت قطار روی آب که به بیننده فرصت تنفس و تفکر مأیوسکننده اما زیبایی میدهد. این فیلم از نظر طراحی حرکت (Animation Timing) یک کلاس درس تمامعیار است.
کارگردان: کاتسوهیرو اوتومو (Katsuhiro Otomo)
ژانر: سایبرپانک، اکشن
یادداشت فنی: رسم شده با دست در نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه واقعی! آکیرا مرزهای فیزیکی انیمیشن دوبعدی را جابهجا کرد و هالیوود را برای همیشه تغییر داد.
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: اگر آکیرا نبود، نه ماتریکسی وجود داشت و نه ژانر سایبرپانک به شکل امروزیاش جان میگرفت. فیلمنامه تصویری تیره و پیشگویانه از نئوتوکیوی پس از جنگ ارائه میدهد که در فساد سیاسی و عصیان جوانی دستوپا میزند. اوتومو با استفاده از پرسپکتیوهای معماری غولآسا و نورپردازیهای نئونی، اتمسفری به شدت سینمایی خلق میکند. قاببندیهای پویا و شبیهسازی دقیق فیزیکِ حرکت موتورسیکلتها، هنوز هم پس از دهها سال، یک شاهکار فنی غیرقابل تکرار است.
کارگردان: شینیچیرو واتانابه (Shinichiro Watanabe)
ژانر: نئو-نوآر، علمی-تخیلی، فضا-وسترن
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: کابوی بیباپ یعنی رقص موسیقی جاز بر بستر یک تراژدی فضایی. فیلمنامه ساختاری اپیزودیک دارد، اما یک تم مشترک همهی آنها را به هم وصل میکند: «ناتوانی در فرار از گذشته». کاراکتر اسپایک اشپیگل، نسخهی انیمیشنیِ قهرمانان فیلمهای نوآر همفری بوگارت است. واتانابه با تدوین ریتمیک و هماهنگسازی بینقص تصویر با موسیقی شاهکار یوکو کانو، لحنی متمایز خلق میکند. او فرهنگ پاپ غربی را با فلسفه شرق ترکیب کرده و فرمی به شدت خونسرد (Cool) اما عمیقاً غمانگیز به نمایش میگذارد.
کارگردان: ساتوشی کان (Satoshi Kon)
ژانر: تریلر روانشناختی، وحشت
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: ساتوشی کان بزرگترین تدوینگر ذهنی تاریخ انیمیشن است. در آبی تمامعیار، فیلمنامه به شکلی جادویی مرز بین واقعیت، کابوس و توهم را در ذهن یک آیدل سابق به نام «میما» پاک میکند. تکنیک کارگردانی ساتوشی کان در استفاده از «مچکاتهای ذهنی» (Match Cuts) — جایی که یک حرکت در دنیای واقعی به حرکتی مشابه در یک فیلم یا رویا کات میشود — ساختار خطی زمان را به چالش میکشد. دارن آرونوفسکی در فیلم مرثیهای برای یک رویا و قوی سیاه مستقیماً از دکوپاژها و ایدههای این شاهکار وام گرفته است.
کارگردان: یاسوهیرو ایریه (Yasuhiro Irie)
ژانر: فانتزی، ماجراجویی، فلسفی
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: این اثر استاندارد طلایی ساختار روایی Shonen (پسرانه) است. فیلمنامه با یک هدف ملموس شروع میشود (بازگرداندن بدنهای دو برادر) اما به مرور به یک توطئه سیاسی ملی و جهانی تبدیل میشود. تعادل بینظیری که فیلمنامه میان کمدی سبک، اکشنهای پرانرژی و فلسفه اخلاق (جنایات جنگی و بهایِ انسان بودن) برقرار میکند، شگفتانگیز است. ریتم داستانگویی در ۶۴ قسمت هرگز افت نمیکند و تمام خردهپیرنگها در یک فینال باشکوه به هم گره میخورند.
نویسنده اصلی (مانگا): نائوکی اوراساوا | استودیو: Madhouse
ژانر: تریلر روانشناختی، جنایی، معمایی
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: مانستر یک رمان ادبی تاریک و قطور دایرهالمعارفی است که در قالب انیمه درآمده است. فیلمنامه حول یک پرسش کلیدی اخلاقی میچرخد: «آیا ارزش جان تمام انسانها برابر است؟» تقابل دکتر تنما (سمبل انسانیت و نجات) و یوهان لیبرت (سمبل هیچپوچی و شر مطلق)، یکی از قویترین آنتاگونیست-پروتاگونیستهای تاریخ ادبیات داستانی را خلق میکند. کارگردانی با پرهیز از اغراقهای بصری مرسوم انیمهها، به رئالیسم سینمایی پایبند میماند. ریتم کند اما گزنده فیلم، تعلیقی (Suspense) ایجاد میکند که هیچکاک به آن افتخار میکرد.
نویسنده: گن اوروبوچی (Gen Urobuchi)
ژانر: درام، روانشناختی، ساختارشکنی (Deconstruction)
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: گن اوروبوچی، معروف به «قصاب»، در این اثر ژانر سنتی و شادِ "دختران جادویی" (Magical Girl) را برمیدارد و آن را به یک کابوس کیهانی و تراژدی فاوستی تبدیل میکند. فیلمنامه بر پایهی مفهوم انتروپی، فداکاری و خطرات آرزوهای سادهلوحانه بنا شده است. از نظر بصری، کارگردانی هنری استودیو Shaft با استفاده از تکنیک کلاژ و سورئالیسم به سبک مکتب دادائیسم در فضاهای نبرد، تضاد وحشتناکی میان دنیای فانتزی دختران و تاریکی مطلق سرنوشت آنها ایجاد میکند. این انیمه شاهکار موجزِ ساختارشکنی است.
کارگردان: کیایچیرو سایتو (Keiichiro Saito)
ژانر: فانتزی، برشی از زندگی (Slice of Life)، درام
تحلیل کارگردانی و فیلمنامه: فریرن مدرنترین اثر این فهرست است که به سرعت جایگاه کلاستیک خود را تثبیت کرد. نبوغ فیلمنامه در این است که داستان را از جایی شروع میکند که دیگر فانتزیها به پایان میرسند: «پس از شکست دادن پادشاه شیاطین». فیلمنامه به مفهوم زمان و ادراک انسان از طول عمر از دید یک الف فناناپذیر میپردازد. کارگردانی سایتو فوقالعاده صبورانه است؛ او اجازه میدهد قابها نفس بکشند و با تکیه بر جزییات کوچک محیطی، حس نوستالژی، پشیمانی و عشق مکتوم را منتقل کند. اکشنها با وجودی که کمتعداد هستند، با دکوپاژی مدرن و کیفیتی سینمایی اجرا شدهاند تا تضاد میان آرامش زندگی روزمره و هولناکی جادو را نشان دهند.
بررسی این ۱۰ شاهکار به ما ثابت میکند که انیمه ابزاری برای فرار از واقعیت نیست، بلکه آینهای غولپیکر برای بازتاب دادن عمیقترین لایههای روانشناختی، فلسفی و سیاسی بشریت است. از قابهای مینیمالیستی میازاکی تا تدوینهای متوهمانهی ساتوشی کان، این آثار نشان میدهند که وقتی محدودیت دوربین فیزیکی حذف شود، تنها مرز باقیمانده برای خلق یک شاهکار، حدودِ تخیل خلاقهی فیلمنامهنویس و کارگردان است. انیمه فرمی از هنر ناب است که جهان سینما باید همیشه در برابر آن سر تعظیم فرود آورد.