توصیه فیلم‌نامه‌نویسی: هر ۵ دقیقه، ذائقه مخاطب را تغذیه کنید


ران میتا از قانون ریتم و ضرب‌آهنگی می‌گوید که هر فیلم‌نامه‌نویسی باید از آن استفاده کند.
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

علیمحمد اقبالدار (مترجم)

۱۴۰۵/۰۶/۰۵

10 بازدید 0 نظر
اولین شبکه فیلمنامه نویسان مستقل ایران

نویسنده:  Jo Light

ترجمه: علیمحمد اقبالدار

 

احتمالاً تا به حال درباره دستورالعمل ادعاشده از سوی سرویس‌های استریم (به‌ویژه نتفلیکس) شنیده‌اید؛ این‌که فیلم‌سازان و نویسندگان باید از طریق تکرار نقاط پیرنگ و توضیح مجدد و مداوم داستان، مخاطب را همواره درگیر نگه دارند. دست‌کم طبق گفته‌های مت دیمون و بن افلک. (البته مدیران نتفلیکس بعداً این ادعاها را رد کردند و گفتند در فرآیند توسعه آن‌ها «چنین اصلی» وجود ندارد.)

اما تا حدی حقیقت دارد که دامنه توجه مخاطبان کاهش یافته و مردم معمولاً هنگام تماشای تلویزیون یا فیلم در خانه، هم‌زمان مشغول کاری دیگر هستند. یا حتی گاهی پناه بر خدا، داخل سالن‌های سینما! (تلفن‌های همراهتان را کنار بگذارید!)

من خودم در نمایش‌های فیلمی حضور داشته‌ام که واقعاً حس می‌کردید مخاطب چه زمانی غرق داستان شده و چه زمانی رشته کار از دستش دررفته است. ما به عنوان نویسنده چطور می‌توانیم مطمئن شویم که مخاطب را تا حد امکان مجذوب نگه داشته‌ایم؟ ران میتا (نویسنده) امروز از طریق کانال Film Courage ترفندی را با ما در میان می‌گذارد.

 

قانون پنج دقیقه‌ای او

میتا فیلم‌نامه‌هایی مانند S.W.A.T.، Robots و 24 Hours to Live را نوشته است. او با کار در چند ژانر مختلف، به قانونی دست یافته که به حفظ تمرکز او به عنوان نویسنده کمک می‌کند.

قانون او این است: مطمئن شوید داستان حداقل هر چند دقیقه یک‌بار (که تقریبأ معادل هر پنج صفحه است) پیشروی می‌کند.

 

«احساس می‌کنم داستان شما باید هر پنج دقیقه یک‌بار به جلو حرکت کند. باید با اطلاعات جدید پیش برقت. این اطلاعات می‌تواند بسیار ظریف یا یک خبر بزرگ باشد، اما داستان حتماً باید پیشروی داشته باشد.»

این بدان معنا نیست که در هر صفحه به یک چرخش داستانی (Twist) بزرگ نیاز دارید. فقط به صفحات خود نگاه کنید و بررسی کنید که آیا شخصیت‌ها در این بازه زمانی کاری انجام داده‌اند یا پیرنگ تغییر قابل توجهی کرده است؟ آیا شخصیت چیز جدیدی یاد گرفته؟ آیا با مانعی روبرو شده است؟ نتیجه مواجهه با آن مانع چه بود؟ آیا آن‌ها مجبورند تغییر مسیر دهند و چیز جدیدی را امتحان کنند؟ همه این‌ها مواردی هستند که پیرنگ را جلو می‌برند.

 

پنهان‌کاری در برابر معطل کردن (Withholding vs. Stalling)

مجدداً تاکید می‌شود، استفاده از این قانون به این معنی نیست که هر پنج دقیقه اطلاعات را قاشق‌قاشق به خورد مخاطب بدهید (همان‌طور که بسیاری از آن دستورالعمل ادعایی نتفلیکس برداشت کردند). نیازی نیست همه‌چیز را به مخاطب بگویید یا نقاط پیرنگ را دوباره بازگو کنید. برای مثال اگر در حال نوشتن یک اثر معمایی هستید، دقیقاً باید عکس این عمل کنید.

میتا می‌گوید:

«من هیچ مشکلی با پنهان‌کاری اطلاعات ندارم. هنوز هم معتقدم می‌توانید داستان را با اطلاعات جدید به جلو ببرید بدون اینکه مجبور باشید تمام جزئیات را فاش کنید.»

 

«من هیچ مشکلی با پنهان‌کاری اطلاعات ندارم. هنوز هم معتقدم می‌توانید داستان را با اطلاعات جدید به جلو ببرید بدون اینکه مجبور باشید تمام جزئیات را فاش کنید.»

او اضافه می‌کند که نمی‌خواهد مخاطب بیشتر از شخصیت‌ها بداند. یک بیننده نباید در داستان بداند پشت هر در چیست، یا اینکه آیا هر تفنگی پر است یا نه.

پنهان کردن این جزئیات شامل کنجکاو کردن مخاطب است. می‌توانید به آنچه پشت در است اشاره و ایجاد گمانه‌زنی کنید. مخاطب ممکن است فکر کند چیزی را می‌داند یا می‌فهمد، و سپس شما با یک چرخش داستانی (Reversal) زیر پای او را خالی می‌کنید.

معطل کردن معمولاً در صحنه‌های مکالمه طولانی رخ می‌دهد. برخی از نویسندگان از گفتگو برای پر کردن صفحات استفاده می‌کنند. این دیالوگ‌ها ممکن است ریتم خوبی داشته باشند یا حتی جذاب باشند، اما به عنوان یک واحد داستانی، ممکن است کار زیادی انجام ندهند. حواستان به این صحنه‌ها باشد و در صورت نیاز دیالوگ‌های خود را کوتاه کنید. یک ویرایشگر بی‌رحم باشید. (همچنین بدانید که صحنه‌های دیالوگ طولانی در روزهای فیلم‌برداری بسیار چالش‌برانگیز و هراس‌انگیز هستند.)

شما باید در پایان هر صحنه یک سوال از خود بپرسید: آیا اوضاع برای شخصیت نسبت به زمانی که صحنه شروع شد تغییر کرده است؟ آیا آن‌ها اطلاعات جدیدی دارند، یا در مسیر جدیدی قرار گرفته‌اند؟ اگر هیچ چیزی برای شخصیت تغییر نکرده باشد، آن صحنه نیاز به بازنویسی دارد.

 

طولانی بودن به معنای کند بودن نیست، و کوتاه بودن به معنای تند بودن نیست

در میان جامعه نویسندگان، بحث‌های زیادی درباره اینکه یک فیلم‌نامه بلند «باید» چند صفحه باشد وجود دارد. مدرسه فیلم‌سازی به شما می‌گوید که در ساختار سه پرده‌ای، به هر پرده حدود ۳۰ صفحه اختصاص می‌دهید و در نهایت به چیزی حدود ۹۰ صفحه می‌رسید. برخی در صنعت سرگرمی به شما خواهند گفت که هرگز نباید متن کوتاه تر از ۱۰۰ صفحه بفرستید.

میتا می‌گوید:

 

«اگر متن شما زیر ۹۵ صفحه بشود، من کمی نگران می‌شوم که داستان شما خیلی سریع حرکت می‌کند و احتمالاً پرده دوم را سرسری گرفته‌اید. پرده دوم سخت‌ترین پرده است.»

پس جواب درست چیست؟

جواب هرچه باشد، کاملاً به آنچه سعی دارید به آن برسید بستگی دارد. اگر در حال ساخت یک فیلم مستقل با بودجه شخصی هستید، هیچ‌کس نمی‌تواند به شما بگوید که باید یک فیلم‌نامه ۱۰۰ صفحه‌ای داشته باشید. اگر با دیالوگ کمتری کار می‌کنید، ممکن است فیلم‌نامه‌ای بسیار کوتاه داشته باشید (همان‌طور که در مورد فیلم‌های A Quiet Place یا All Is Lost صدق می‌کرد).

در طرف دیگر، بسیاری از فیلم‌نامه‌ها در دوره‌های مختلف بسیار طولانی هستند و فیلم‌ها نیز طولانی هستند. (کسی فیلم‌نامه اودیسه را می‌خواهد؟) فیلم‌نامه‌ها می‌توانند تا ۲۰۰ صفحه باد کنند! اما اگر خوب نوشته شده باشند، ممکن است آن‌قدرها طولانی به نظر نرسند یا کند پیش نروند.

به پرده دوم خود نگاه کنید. به ساختار فکر کنید. اما شاید لازم نباشد آن‌قدرها نگران رسیدن به یک تعداد صفحه دلخواه و من درآوردی، فقط برای راضی کردن یک خواننده خیالی باشید. فقط مطمئن شوید که بهترین نسخه از داستانی را که می‌خواهید بگویید، تعریف می‌کنید.

 

مواردی که باید هنگام بازنویسی از آن‌ها اجتناب کنید

میتا صراحتاً می‌گوید که طرح اولیه (Pitch) او برای فیلم S.W.A.T.، آن فیلمی نبود که در نهایت ساخته شد. او فیلمی می‌خواست که در نقطه چرخش پرده اول (Act One Break) تغییر مسیر دهد؛ جایی که لس‌آنجلس به منطقه جنگی تبدیل می‌شود. اما استودیو آن چرخش را به نقطه میانی (Midpoint) منتقل کرد.

«این فیلم من است، اما نحوه پیاده‌سازی پیرنگ توسط من این‌طور نبود. ما این‌گونه طراحی‌اش نکرده بودیم. ما می‌گفتیم این فیلم باید از دقیقه ۳۰ به بعد، فقط تخته‌گاز و پرانرژی جلو برود.»

درک این‌که چرا استودیو چنین تغییری را خواسته ساده است، زیرا یک نقطه میانی این‌چنینی، باقی روایت را به گونه‌ای بازسازی می‌کند که چرخش‌های نقطه میانی معمولاً انجام می‌دهند. اما این کار باعث ساخت فیلمی بسیار متفاوت می‌شود.

میتا توصیه می‌کند در فرآیند بازنویسی و توسعه، حواستان به بازخوردها و یادداشت‌هایی (Notes) باشد که جای ضرب‌آهنگ‌های داستانی (Story Beats) را بدون درک واقعیِ علت آن، تغییر می‌دهند. شما باید «کاشت و برداشت» (Plant and Payoff) محکمی داشته باشید. وقتی بر اساس متن خود یادداشت برمی‌دارید و بازنویسی انجام می‌دهید، باید کل متن را دوباره بخوانید. شما نباید رشته‌های داستانی را پاره کنید و باگ‌های پیرنگی بزرگ بر جای بگذارید.

 
 
لینک کوتاه: xewt
منبع: فیلمنامه نویسان

نظرات